زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در شهادت امیرالمؤمنین
چـرا جـانِ صــدا کــردن نـداری چـرا حـالِ دعــا کــردن نــداری چه میشد سایهات بر خانه میماند چه میشد شمع این پروانه میماند زِ چـشـم بـی قـرارم سـو گـرفـتی به فکرم هستی؟ از من رو گرفتی تـمـامِ روضـه هـایـم را شـمـردی شـمـردی و مـرا گــودال بُــردی به من گفتی دلت جانکاهِ زخم است که با هر ضربه با هر آه زخم است مـرا بـا شـش بـرادر مـیگـذاری ولـی با زخـم خـنجـر میگـذاری |